جایگاه کرامت انسانی در آموزه های دینی و رهنمودهای امام خمینی(س)

متربیان باید کرامت مربیان خویش را پاس دارند و مربیان با توجه به این معیار باید کرامت متربیان خویش را گرامی دارند؛ چرا که تکریم منزلت، موجب ایجاد امنیت در فرد می گردد و در روابط انسانی، روحیه اعتماد متقابل ایجاد می کند و در سایه چنین اعتمادی، مناسبات انسانی توسعه می یابد و امکان اقدام به امر تربیت مهیا می گردد.

 http://www.imam-khomeini.ir/UserFiles/fa/Images/News/2013/20_1.jpg

  * دکتر سوسن کشاورز

 

ارائه شده در همایش بین المللی امام خمینی(س) و قلمرو دین سال 86

 

 مقدمه

 

در تعالیم ادیان آسمانی ـ به ویژه اسلام ـ پس از مسأله خدا، انسان محوری ترین موضوع به شمار آمده است و آفرینش جهان،  فرستادن پیامبران و نزول کتاب های آسمانی برای رسیدن او به سعادت نهایی اش صورت گرفته است.

 

امام خمینی(س) در این خصوص می فرمایند: انبیا برای انسان آمده اند و برای انسان سازی آمده اند، کتب انبیا کتب انسان سازی است، قرآن کریم کتاب انسان است،  موضوع علم انبیا  انسان است،  هر چه هست با انسان حرف است.[1]

 

و همچنین بیان می دارند که: تمام انبیا موضوع بحث شان، موضوع تربیتشان،  موضوع علمشان انسان است. آمده اند انسان را تربیت کنند،  آمده اند این موجود طبیعی را از مرتبه طبیعت به مرتبه عالی ما فوق  الطبیعه، ما فوق الجبروت برسانند.[2]

 

در آموزه های دینی در کنار تأکید بر موضوع انسان، موضوع تربیت آدمی جهت کیفیت بخشی به عملکرد او نیز همواره مطرح بوده است. از جمله مفاهیمی که می باید در ابتدای شروع به امر تربیت انسان مورد نظر قرار گیرد، توجه به کرامت او است. خداوند همة  آنچه را که در تعلیم و تربیت انسان نقش دارند، به صفت کرامت ستوده است. در سوره علق می فرماید: معلم شما خدای اکرم است: اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ،[3] فرشتگان را که مأمور ابلاغ پیام کرامتند به عنوان عباد کریم معرفی می کند: کِرَاماً کَاتِبِینَ،[4] از پیامبر(ص) که معلم انسان ها است به عنوان کریم، یاد کرده است: إنَّهُ
 لَقَولُ رَسولٍ کریمٍ
،[5] از صحف انبیا که برنامه های تربیتی را در بردارد به عنوان صحف  مکرمه یاد نموده است:  فِی صُحُفٍ مُکَرَّمَةٍ،[6] إنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ [7] و موضوع تربیت را ، که انسان می باشد، به صفت کرامت ستوده است:  وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ.[8]

 

در متن قانون اساسی کشور که در واقع متضمن آرمان ها، ایده آل ها، اهداف ومعیارهای ارزشی حاکم بر جامعه است، توجه به اصل کرامت به عنوان پایه و رکنجمهوری اسلامی برشمرده شده است که مطابق با آن دست اندرکاران نظام حکومتی مکلف گردیده اند برای تبلور و تجلی این ارزش والا، زمینه های لازم و شرایط مناسب را فراهم آورند. چنانکه در اصل دوم آمده است که: « جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به:... کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا». علاوه بر آن، موضوع کرامت انسانی در متن اعلامیه جهانی حقوق بشر، به طور مشخص ذیل ماده های 1، 4 و 5 مورد تأکید قرار گرفته است، در مادة 1، این اعلامیه آمده است: «تماماً افراد بشر آزاد زاده می شوند و از لحاظ حیثیت وکرامت و حقوق با هم برابرند، همگی دارای عقل و وجدان هستند و باید با یکدیگر با روحیة  برادرانه رفتار کنند».

 

از آنجایی که امام  خمینی(س)، از جمله اولین کسانی بوده اند که تلاش داشتند با توجه به آموزه های دینی، مبانی حکومتی را در کشور بنیان گذارند و مهم ترین و برجسته ترین کارمایه و یا منبع اندیشه های تربیتی ایشان قرآن کریم بوده است چنانکه خود می فرمایند:  قرآن کریم، این کلام بزرگ الهی، یک کتاب تربیتی و انسان سازی است،[9] و دومین کارمایه و مأخذ اندیشه های تربیتی او، سیره و سنت پیامبران و اولیای الهی بوده است، چنانکه بیان می دارند:

 

 ما مفتخریم که کتاب نهج  البلاغه که بعد از قرآن بزرگ ترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است از امام معصوم ماست. ما مفتخریم که ائمه معصومین از علی  بن  ابی  طالب گرفته تا منجی بشر حضرت مهدی صاحب زمان - علیهم آلاف التحیات و السلام - که به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است، ائمه ما هستند. [10]

 

این نوشتار به دنبال آن است که با توجه به اهمیت کرامت انسانی، در امر تربیت انسان؛ این موضوع را با استناد به آموزه های دینی و رهنمودهای امام  خمینی(س) به عنوان یک انسان صاحب کرامتی که به طور عمیق مضامین دینی را فهمیده بود ند و دغدغه عملی نمودن آن ها را در عرصه های مختلف فردی و اجتماعی در سر داشتند، مورد بررسی قرار دهد.

 

 بررسی مفهومی

 

 کرامت در لغت عبارت است از:  بزرگی، بزرگواری، جوانمردی،  بخشش و... و در اصطلاح عبارت است از: جایگاه و منزلتی که انسان را در نزد همنوعانش والا و با شخصیت معرفی می کند. راغب اصفهانی در توضیح واژه کرامت می نویسد: کرم اگر وصف خدا باشد، مراد از آن، احسان و نعمت آشکار خدا است و اگر وصف انسان باشد، تمام اخلاق و افعال پسندیده را در بر می گیرد. به کسی کریم نگویند، مگر بعد از آنکه آن اخلاق و افعال از وی ظاهر شود.

 

آیت الله جوادی آملی در تعریف این واژه می فرمایند: کرامت همان نزاهت از پستی و فرومایگی است. روح بزرگوار و منزه از هر پستی را کریم می گویند.[11]

 

انواع کرامت انسانی

 

بیان قرآن در زمینة کرامت انسان، بیانی دوگانه است: در بخشی از آیات قرآن، از کرامت و ارجمندی انسان و برتری او بر دیگر موجودات سخن به میان آمده است و در برخی، انسان مورد نکوهش قرار گرفته و حتی فروتر بودن او از حیوانات مطرح شده است. به عنوان مثال، در آیه هفتادم از سوره اسراء تکریم خداوند نسبت به بنی آدم و برتری آن ها بر بسیاری از مخلوقات دیگر مطرح شده است. [12] و در آیه چهارم از سوره تین و آیة  چهاردهم از سوره مؤمنون انسان به عنوان بهترین مخلوقات معرفی شده است.[13] و در آیات فراوان دیگری چنین می خوانیم: همه آنچه درآسمان ها و زمین است
برای انسان تسخیر شده و یا برای او خلق شده است؛ [14] ملائکه برای او سجده کرده اند و او عالم به همة اسما  و دارای مقام خلافت و مقامات عالی می باشد. همه این ها حاکی از کرامت، شرافت و برتری انسان بر موجودات دیگر می باشد.

 

از سوی دیگر، ضعیف بودن، [15] حریص بودن،[16] ستمکار و ناسپاس بودن،[17] نادان بودن[18] و همانند چهارپایان بلکه گمراه تر از آنان بودن[19] و در نازل ترین مرتبه قرار گرفتن،[20] اموری است که در برخی از آیات قرآن مطرح شده و نشان از عدم برتری انسان بر دیگر موجودات،  بلکه پست تر بودن او نسبت به آنان دارد. تأمل و دقت در آیات یاد شده ما را به این حقیقت رهنمون می کند که انسان از دیدگاه قرآن دارای دو نوع کرامت است: کرامت ذاتی یا هستی شناختی و کرامت اکتسابی یا ارزش شناختی.

 

کرامت ذاتی

 

 مقصود از کرامت ذاتی آن است که خداوند انسان را به گونه ای آفریده است که در مقایسه با برخی موجودات دیگر، از لحاظ ساختمان وجودی از امکانات و مزایای بیشتری برخوردار است و یا تنظیم و ساختار امکاناتش به شکل بهتر صورت پذیرفته و در هر حال، از دارایی و غنای بیش تری برخوردار است. این نوع کرامت،  در واقع حاکی از عنایت ویژه خداوند به نوع انسان است و همة انسان ها از آن برخوردارند، از این رو، هیچ کس نمی تواند و نباید به خاطر برخورداری از آن ها بر موجودات دیگر فخر فروشد و آن را ملاک ارزشمندی و تکامل انسانی خود بداند یا به خاطر آن، مورد ستایش قرار گیرد، بلکه باید خداوند را بر آفرینش چنین موجودی با چنین امکاناتی ستود، آنگونه که خود فرمود: فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ؛[21] زیرا این کرامت، به اختیار انسان ربطی  ندارد و انسان چه بخواهد و چه نخواهد از این کرامت برخوردار است.

 

کرامت ذاتی و تکوینی انسان، در آیات مختلف قرآن کریم مورد اشاره قرارگرفته است، از جمله می فرماید: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ  [22] و در آیه دیگری خداوند به خلقت خویش مباهات می کند: ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ [23] و آیات فراوانی که از تسخیر جهان و آفرینش آنچه در زمین است برای انسان سخن می گوید. خداوند با بیان آیه: وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ
 وَرَزَقْنَاهُمْ مِنْ الطَّیبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً
.[24] برتری انسان را بر بسیاری از مخلوقات و کرامت ذاتی او را بیان می فرماید.

 

منظور از تکریم انسان، اعطای خصوصیتی به او است که در دیگران نیست و آن هم عقل و اندیشه آدمی است. انسان موجودی است که در او استعدادهای عقلی بالقوه ای نهفته است. فلاسفه از قدیم  الایام در تعریف انسان گفته اند که انسان از حیوان ناطق است ؛ یعنی انسان، جانداری است که می اندیشد. اندیشه و تفکر وجه امتیاز انسان از سایر موجودات جهان آفرینش است و آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که بر این بعد انسانی تأکید دارد. مراد از تفضیل و برتری نیز اعطای خصوصیتی به انسان است که او با دیگر حیوانات در آن شریک است، ولی به نحو اکمل از آن ویژگی ها برخوردار است؛ به این معنا که خوردن، آشامیدن، ارضای جنسی و کیفیت اعمال او با دیگر حیوانات متفاوت است.

 

امام خمینی در خصوص کرامت ذاتی انسان می فرمایند: انسان دارای یک عقل بالامکان مجرد و بعد هم مجرد تام خواهد شد.[25] انسان به حسب فطرت،  الهی است.[26] انسان در فطرت خود هر کمالی را به طور مطلق می خواهد.[27] این بشر یک خاصیت هایی دارد که در هیچ موجودی نیست. من جمله این است که در فطرت بشر،  طلب قدرت مطلق است نه قدرت محدود،  طلب کمال مطلق است نه کمال محدود.[28]  دیگر آن که چون تربیت نظام عالم ملک از فلکیات و عنصریات و جوهریات و عرضیات آن، مقدمه وجود انسان کامل است و در حقیقت این ولیده، عصاره عالم تحقق و غایة القصوای عالمیان است و از این جهت آخر ولیده است.[29]

 

کرامت اکتسابی

 

 مقصود از کرامت اکتسابی، دستیابی به کمال هایی است که انسان در پرتو ایمان و اعمال صالح به صورت اختیاری به دست می آورد. این نوع کرامت، برخاسته از تلاش و ایثار انسان بوده، معیار ارزش های انسانی و ملاک تقرب در پیشگاه خداوندی است. با این کرامت است که می توان واقعاً انسانی را بر انسان دیگر برتر دانست. همة انسان ها استعداد رسیدن به این کمال و کرامت را دارند، ولی برخی به آن دست می یابند و برخی فاقد آن می مانند؛  پس در این کرامت، نه همة انسان ها برتر از دیگر موجوداتند و نه همة آن ها فروتر یا مساوی با دیگر موجودات هستند. در واقع این کرامت در سایة اختیار انسان قابل دست یابی است.

 

امام خمینی(س) در خصوص کرامت اکتسابی انسان می فرمایند: انسان یک موجود عجیبی است در جمیع طبقات موجودات و مخلوقات باری تعالی، هیچ موجودی مثل انسان نیست، اعجوبه ای است که از او یک موجود الهی ملکوتی ساخته می شود و یک موجود جهنمی شیطانی.[30]

 

و در جای دیگر می فرمایند: از مختصات انسان است که حق تعالی او را با جمیع اوصاف و صفات مقدس خودش ایجاد کرده است، همه چیز در او هست،... کارهایی که از این انسان صادر می شود، حسن و قبح و صلاح و فسادش بستگی دارد به آن جهات روحی انسان.[31]

 

و همچنین بیان می دارند: انسان که خود را محور خلقت می بیند ـ  هر چند انسان کامل چنین است ـ در نظر سایر موجودات معلوم نیست چنین باشد و بشر رشد نیافته چنین نیست مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ[32] این مربوط به رشد علمی به استثنای تهذیب است و در وصف او )کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ([33] آمده است.[34]

 

انسان یک موجودی است که در طرف سعادت به بالاترین مقام می رسد، در طرف کمال به بالاترین مقام موجودات می رسد و اگر انحراف داشته باشد از پست ترین موجودات پست تر است.[35]

 

مبنای کرامت انسانی

 

 خدای سبحان در قرآن کریم، تقوا را تنها محور کرامت می شمارد. تقوا خود محصول معرفت و عمل صالح است ؛ یعنی تقوا وقتی حاصل می شود که علم صادق و عمل صالح حاصل شده باشد. برای نمونه، آیات: (21، 177، 179، 183 سوره بقره) توقف تقوا بر عمل صالح را نشان می دهند و آیه (6 سوره یونس) و آیه (18 سوره حشر)، توقف تقوا بر معرفت را نشان می دهد. اگر یک صفت نفسانی به نام کرامت، بر صفت نفسانی دیگر به نام تقوا متوقف باشد، لازمه اش آن است که در اصل وجود و عدم، حدوث و بقاء و شدت و ضعف تابع تقوا باشد.

 

در تأکید بر این موضوع، می توان گفت: اولین آیة  نازل شده بر قلب مطهر رسول خدا(ص) دربارة  کرامت و آخرین آیه نیز پیرامون تقوا بود که محور کرامت است. طبق نقل مشهور، وحی الهی با آیة اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ  * الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ [36] آغاز شد.

 

و با آیه  وَاتَّقُوا یوْماً تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى کُلُّ نَفْسٍ مَا کَسَبَتْ وَهُمْ لَا یظْلَمُونَ

/ 0 نظر / 6 بازدید